سلام سلام سلام

خوبین؟؟؟ما نت نمیایم خوش می گذره ؟؟؟؟؟؟

اول از همه عید قربانو به همتوووووووووون تبریک می گم

دوم می گم دلم خیییلی خیلی واستون تنگ شده

شماهام که ایول دارین ما سر نزدیم شمام دیگه سر نزدین بابا مثلا ماها نونو نمک همو خوردیم

نباید یه سری بزنین؟؟؟؟؟ 

من الان اصفهانم بارانم تهران این دومین باره تواین ترم میام اصف از اول ترمم این باران خانوممو ندیدم دلم واسش خیلی خیلی تنگیده

شاهرودم خوبه خیلی خوش می گذره همش می خندیم اگرم دیدیم درسمون به خنده هامون لطمه نمی زنه یکمم می درسیم

شماها چه خبر خوش می گذره؟؟؟؟؟

زیادی حرف زدم اینم یه نوشته از خانومه نظر آهاری

یکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد. و آن باغبان است که گل های سرخ را پرپر می کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد.

دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند، پس آهویش را درید و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق توفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم.

سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند.پس عقابش در آسمان گم شد و تن اش تابوتی روان بر رود عشق.

و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار.

هزار و یکم بار که عاشق شد، قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تن اش از سنگ و غیرت و استخوان. و عشق آمد در هیئت سواری با سپری و سلاحی بر قلبش نشست و عنانش را کشید، آنچنانکه قلبش از جا کنده شد.

سوار گفت: از این پس زندگی، میدان است و حریف، خداوند. پس قلبت را بیاموز که: عشق کار نازکان نرم نیست / عشق کار پهلوان است، ای پسر

آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقی بود .